نقش ازدواج و تشكيل خانواده
درسلامت جامعه

ازدواج و تشكيل خانواده ، نقش مهمي در تزكيه و بقاي جامعه دارد و تلاش در جهت استحكام آن ، زمينه را براي سلامت اخلاقي و سعادت عمومي جامعه فراهم مي سازد . چرا كه ازدواج مشروع جلوي بي بند و باري ، هرج و مرج و آشفتگي هاي جنسي را مي گيرد و پسران و دختران جوان را وا مي دارد كه در چارچوب قواعد و اصول مشخصي ، به زندگي اجتماعي تن دردهند.
ازدواج و تشكيل خانواده براي انسان ها يك نياز طبيعي است كه از فطرت و آفرينش ويژه ي آنان سرچشمه مي گيرد و نبايد آن را يك قرار داد متعارف اجتماعي تلقي نمود كه درصورت عدم تحقق آن ، آسيبي به نظام اجتماعي وارد نمي شود؛ بلكه برعكس، هرگونه آسيب به اين بنيان مقدس ، پيامدهايي را در تحول ساختار كلي جامعه و نظام ارزشي و فرهنگي آن به دنبال دارد.
خانواده از آن رو كه زيربنا و ريشه ي همه ي نهاد هاي اجتماعي است ، قدرت مندترين كانون اثر گذاري و مؤثرترين مركز براي سامان دهي يا نابساماني اجتماع وعامل تشكل و سيستم دهي به جامعه است. هر گونه تغيير مثبت يا منفي در خانواده ، در جامعه ي بزرگ انسان ها تأثير مستقيم و مؤثر دارد. ثبات يا بي ثباتي خانواده ، مستقيماً برثبات يا بي ثباتي جامعه تأثير گذار است. جوامعي كه در آن ارزش ها در خانواده متزلزل گردد، بي شك ارزش هاي اخلاقي درجامعه ي كلان سقوط خواهد كرد. خانواده و جامعه آنچنان به هم وابسته اند كه فرآيندهاي اساسي اجتماعي بدون حضور خانواده، شكل واقعي خود را پيدا نخواهد كرد. فرايندهايي چون همكاري، سبقت جويي ، ستيزه جويي، همانند سازي ، سازش ، فرمانروايي ، سلطه پذيري و ... همه وهمه ريشه در خانواده دارند؛ و اين مورد تأييد جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعي است. پايه و مبناي شرافت انساني ، خود خواهي و خود مداري ، پذيرش انحراف ، سرقت ، تقلب و... همگي نشأت گرفته از خانواده است و اين ، مورد تأييد جرم شناسان و آسيب شناسان اجتماعي است. و بالاخره ريشه هاي اساسي رشد يا پس افتادگي اجتماعي ، صعودها و سقوط ها، سامان داري يا نابساماني هاي اجتماعي و ... را بايد در خانواده جست وجو كرد.
بيشتر حركت هاي اجتماعي ، سياسي و فرهنگي از خانواده آغاز شده و درجامعه موج آفريني مي كنند . برهمين اساس، همه ي اديان الهي به ويژه اسلام ، خانواده را مؤثرترين راه براي هر گونه تغيير و تحول در بافت فرهنگي و اجتماعي جامعه مي دانند. زيرا از يك سو خانواده ، خود مركز تعامل و تأثير متقابل افراد بر روي هم است و تجربيات و آگاهي هاي فرد در خانواده ، در شكل دهي نقش اجتماعي او بيشترين تأثير را دارد. و از سوي ديگر، هركدام از افراد خانواده ، پس از ورود به جامعه، درهم فرو مي روند و بر يكديگر تأثير متقابل گذارده ، آرمان ها و عقايدشان درهم مي آميزد و حاصل اين فعل و انفعالات به صورت يك طرز فكر، يك انديشه ي اجتماعي و در نها يت به شكل يك سيستم فرهنگي درمي آيد.
واضح است اگر خانواده از سلامت كافي برخوردار نباشد ، افراد بيمارگونه ي خانواده نيز پس از ورود به جامعه و كنش متقابل اجتماعي با سايرين ، بيماري خويش را به ديگران سرايت داده، ساختار جامعه را از هم فرو مي پاشند؛ و گاهي ممكن است يك رفتار نامعقول و غيرمعقول اجتماعي ، در اثرهمين تعاملات به صورت يك رفتار پسنديده ، در جامعه ظهور كند.همين طور اگر خانواده هاي يك جامعه ، بهنجار و متعادل باشند، جامعه نيز از سلامت واقعي بر خوردار خواهد بود.
اسلام نيز كارخود را از خانواده شروع كرده است. چنانكه پيامبر اسلام – صلي الله عليه وآله – تبليغ علني خود را در آغاز رسالت ، از خانواده و عشيره اش آغاز كرد و درتداوم آن ، كار تبليغ و توسعه ي جامعه ي اسلامي را از درون خانواده ي خويش و با تربيت انسان هايي وارسته چون فاطمه ي زهرا، امام حسن و امام حسين – عليهم السلام – ادامه داد. و به اين ترتيب هر كدام از ائمه اطهار – عليهم السلام – نيز، قبل از هراقدام ، ا ز خانواده ي خود شروع كردند.
با اندك تأملي درسيره ي آن بزرگواران د ر نحوه ي ازدواج ، تربيت فرزند، نوع ارتباط با همسر و فرزندان و همچنين وصايا و سفارشات آنها به اهل بيت خود، به خوبي درمي يابيم كه اين بزرگ مردان تا چه اندازه به اهميت خانواده و تأثير غيرقابل ترديد آن برجامعه عنايت داشته اند.
البته ناگفته نماند، در سلامت يا فساد جامعه ، نقش ديگر كارگزاران اجتماعي مانند نهادهاي مذهبي و وسايل ارتباط جمعي را نمي توان ناديده گرفت . اما بنابر پژوهش هاي جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعي ، در اين تأثير گذاري ، نهاد خانواده درصد قابل توجهي را به خود اختصاص داده است كه آن را از ميان ديگر كارگزاران اجتماعي متمايز مي سازد.
بنابراين " براي تشكيل يك جامعه ي آرماني ، تأسيس خانواده هاي آرماني ضرورت دارد و خواستاران جامعه ي ايده آل ، بايد به تشكيل خانواده هاي ايده آل بپردازند.
آرى غدیر یک سرزمین نیست، چشمه اى است که تا پایان هستى مى جوشد، کوثرى است که فنا برنمى دارد، افقى است بى کرانه و خورشیدى است عالمتاب.
داستان غدیر خمسال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی که تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می کردند تا این که به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.
نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود که ناگهان پیک وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و از جانب خدا پیام آورده که: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نکنی رسالت او را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد کرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم کردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم، آنگاه می افزاید چه کسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه یک سخن می گویند خدا و پیامبر داناترند.
رسول گرامی می فرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر نیستم و همگان یک صدا جواب می دهند که چرا چنین است. آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یکی ثقل اکبر که کتاب خداست و دیگری ثقل اصغر که اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد که همگان او را در کنار رسول خدا دیدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. ای مردم هر کس که من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تکرار کرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود که دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت که: «امروز دینتان را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد.
سندیت واقعه غدیر خم
مرحوم علامه امینى در کتاب الغدیر خود نام راویان حدیث غدیر را به ترتیب زمان زندگى ذکر کـرده اسـت:
در میان اصحاب رسول خدا (ص) ۱۱۰ نفر،
در میان تابعین ۸۴ نفر،
در میان علماى قرن دوم هجرى ۵۶ نفر،
در میان علماى قرن سوم هجرى ۹۲ نفر،
در میان علماى قرن چهارم هجرى ۴۳ نفر،
در میان علماى قرن پنجم هجرى ۲۴ نفر،
در میان علماى قرن ششم هجرى ۲۰ نفر،
در میان علماى قرن هفتم هجرى ۲۱ نفر،
در میان علماى قرن هشتم هجرى ۱۸ نفر،
در میان علماى قرن نهم هجرى ۱۶ نفر،
در میان علماى قرن دهم هجرى ۱۴ نفر،
در میان علماى قرن یازدهم هجرى ۱۲ نفر،
در میان علماى قرن دوازدهم هجرى ۱۳ نفر،
در میان علماى قرن سیزدهم هجرى ۱۲ نفر،
در میان علماى قرن چهاردهم هجرى ۱۹ نفر.
حدیث غدیر در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب «مسند» امام احمد حنبل، در «سنن» ترمذى، «مسند احمد» و در «مستدرک» حافظ ابن عبداللّه حاکم نیشابورى به مضامین مختلف ذکر شده است.
مفهوم عید
هیجدهم ذی الحجه روز غدیر خم را مسلمین خصوصا شیعیان عید شمرده اند. لغویون عید را از مشتقات ماده "ع و د" به معنای بازگشت می دانند و در نوروز بازگشت حیات را به پیکر سرد گرامی می دارند، حیاتی که در هجوم خزان به سردی می گراید و در بیداد سرمای زمستان تا مرز نیستی پیش می رود تا آنجا که گویی هرگز نبوده است.
در مقام تطبیق این نکته با موازین مکتبی و مذهبی باید گفت عید آدمی بزرگداشت بازگشت حیات معنوی انسان است. در چنین باوری نوروز انسان روزی است که وی به خویشتن باز گردد و گمشده اش را دریابد. مثلا در ماه مبارک رمضان آدمی بعد از سی روز جهاد و مجاهده با نفس سرکش تمام ناخالصی های وجودش را ذوب می کند تا عبودیت ناب در آن تجلی کند و آنگاه عید فطر است. پس عید اسلامی بازگشت حیات است و تعیین آن بر عهده شرع اقدس. غدیر بنا بر این تفسیر هر دو شرط را دارد یعنی هم بازگشت به خویشتن است و هم از طرف شرع مشخص شده است. غدیر بازگشت حیات دوباره اسلام است، علاوه اینکه عید غدیر تشریع هم شده است.
در زیر به نمونه هایی از روایاتی که غدیر را عید شمرده اند اشاره می شود :
فرات بن ابراهیم کوفی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که ایشان به نقل از پیامبر اکرم فرمودند :یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی ؛روز غدیر بزرگترین عید امت من است .حسن بن راشد می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: غیر از عید فطر و قربان برای مسلمانان عید دیگری هم هست؟ فرمودند: بلی و این عید از آن دو عید دیگر با فضیلت تر است .گفتم کدام روز است ؟فرمود: روز هیجدهم ماه ذی حجه عید غدیر خم .عرض کردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالی انجام دهیم؟ فرمودند: روزه بگیرید بر محمد و آلش صلوات بفرستید ...... یقین بدانید انبیا علیهم السلام روزی که وصی خود را نصب می کردند امر می کردند که آن روز را جشن بگیرند.
وقتی به سیره ائمه و پیامبر اکرم مراجعه می شود در می یابیم که پیامبر و امیر مومنان و سایر ائمه با روز غدیر به عنوان یک عید برخورد کرده و مسلمانان را به تبریک و تهنیت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در کوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند.
امام علی با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شرکت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند .و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا می فرمود .لذا این حرکت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت کنند.
اعمال غدیر
حادثه غدیر حادثه بزرگی است و عید غدیر عیدی بزرگ و شاید شریفترین عید مسلمانان است. در بیان ائمه علیهم السلام برای این روز بزرگ اعمالی وارد شده است که به برخی از آنان اشاره می شود:
۱ـ تحکیم بیعت با ولایت
همانگونه که پیامبر اکرم بعداز نصب امام علی علیه السلام به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر کرد که با او بیعت کنند در سالروز آن حماسه جاوید پیامبر تجدید آن بیعت سفارش شده است. لذا زیارت امیرالمومنین و سایر ائمه مستحب است. به همین منظور ادعیه زیادی نیز وارد شده است.
۲ـ اظهار سرور و شادمانی
در وصف شیعه و شیعیان گفته شده است که به شادی ما ائمه شادند و به حزن ما محزون و مسلم است که عید غدیر شادی بخش ترین عید ائمه است و شادمانی شیعه در این روز فرض است و هارون گوید در روز هیجدهم ذیحجه خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم که فرمود: حقا که روز غدیر روز عید فرح و سرور است .در روز عید غدیر اظهار فرح و امیر المومنین علی علیه السلام نیز فرمودند :
در روز عید غدیر اظهار فرح و شادمانی کنید و برادران مسلمان خود را نیز شاد گردانید.
۳ـ مصافحه کردن
مصافحه یا دست دادن از آداب اسلامی است و در روز عید غدیر به آن تاکید بیشتری شده است. امام علی علیه السلام فرمودند: روز عید غدیر هنگامی که یکدیگر را ملاقات می کنید با هم مصافحه کنید.
ذکر مخصوص این روز نیز هنگام مصافحه سفارش شده است؛ الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین و الائمه علیهم السلام .ترجمه سپاس خدای را که ما را از جمله درآویختگان به ولایت امیرالمومنین علی و ائمه علیهم السلام قرار داد.
۴ـ پیمان اخوت و برادری
از برنامه های اسلام ایجاد اخوت و برادری است. و به همین منظور پیامبر اکرم بین مسلمانان مهاجرین و انصار پیمان برادری بست و با پیمان اخوت علی را با خویش
برادر نمود و در برخی از زیارات که خطاب به پیامبر می خوانیم: السلام علیک و علی اخیک علی بن ابیطالب علیه السلام یعنی سلام بر تو و برادرت علی اشاره به همین برادری است .پیمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدیر است و صیغه مخصوصی دارد که در مفاتیح الجنان آمده است.
۵ـ احسان و انفاق
احسان و انفاق از دستورات ویژه اسلامی است. اما در ایام بزرگ مثل عید غدیر بر آن تاکید بیشتری شده است. در سیره امام حسن علیه السلام است که ایشان روز عید غدیر مهمانی می داد و شخص امام علی علیه السلام نیز در آن مراسم شرکت می کرد .
۶ـ صله رحم
صله رحم از پسندیده ترین آداب اسلامی است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تاکید فراوان نموده است. اما در روز عید غدیر بر این نکته سفارش بیشتری شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: از کارهایی که در روز عید غدیر مستحب است صله رحم است.
۷ـ رفع حاجت مومنان
رفع حاجت مومنان از جمله اعمالی است که اسلام برای آن ارزش خاصی قائل شده است و ائمه آن را از چند طواف برتر می دانند. در روز غدیر این عمل فضیلت بیشتری دارد. امام علی علیه السلام فرمودند :
کسی که مومنان را در روز غدیر تکفل کند نزد خدای متعال من ضامنش هستم که از کافر شدن و پریشان شدن در امان باشد یعنی رفع حاجت مومنان سبب عاقبت به خیری است .
۸ـ غسل کردن و لباس نو پوشیدن
امام صادق علیه السلام فرموده اند در روز عید غدیر پاکیزه ترین لباسهای خود را بر تن بپوش. با غسل طهارت معنوی حاصل می شود و با نظافت طهارت ظاهری.
۹ـ تشکیل اجتماع
در روز عید غدیر به جهت یادآوری روزی که پیامبر به امر خداوند علی علیه السلام را به امامت امت اسلامی نصب کرد، بجاست در مراکز گوناگون گرد آییم و به یاد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشیم. ائمه سفارش کرده اند که به جهت یادآوری مقام محمد صلوات الله علیه و آل او علیهم السلام اجتماعات تشکیل بشود .و خود نیز از این گونه اجتماعات برپا می داشتند .
۱۰ـ دعا روزه و عبادت
روزه و دعا از اعمالی است که در همه اعیاد مورد سفارش و تاکید است خاصه در روز عید. غدیرحسن بن راشد گوید: از امام صادق علیه السلام درباره عید غدیر پرسیدم و حضرت فرمود: این عید از عید قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگیرید و بر محمد و آل محمد (ص)زیاد صلوات بفرستید.
سنت چیست؟
پیش از هر سخن دیگر باید معنای « سنت » را از « عُرف و عادت » جدا کرد. هر آنچه که صورت عُرف و عادت می یابد، نسبت خویش را با حقیقت خود از دست می دهد و مثل میوه ای که از شاخه جدا شود، در معرض فساد واقع می شود. عادت عمل را از درون می خورد و می پوساند. ترادیسیون در ظاهر جز مجموعه ای از آداب و رسوم و عُرف و عادت نیست. یعنی آن کس که از بیرون با سنت مواجهه می یابد و آن راهمچون مورد و متعلّق شناسایی خویش می بیند، نمی تواند ربط این آداب ظاهری را با حقیقت ثابت و فرا تاریخی آن در یابد، حال آنکه سنت در واقع همین ثابتی است که هسته اولیه آداب و عادات واقع می شود. اگر می گویم « حقیقت فرا تاریخی »، برای آن است که مبادا با افتادن در دام واقعیتی که وجودش عین صیرورت و تغییر است از درک حقایق سرمدی بازمانیم.
این دعوایی که این روزها بر سر دین « ایستا » و « پویا » راه افتاده به نظر می آید که ریشه در تلقی برگسُن از دین و سنت داشته باشد. او دو گونه دین می شناسد که یکی دارای طبیعتی اجتماعی است و دیگری دارای طبیعتی روانی. او از آنجا که رابطه مناسک را با حقیقت اولیه سنت که یک « عطیه ازلی » است نمی شناسد، نوع اول را دین ایستا، بسته و متحجر می داند و نوع دوم را که در واقع جز یک تلقی فردی از امری موهوم بیش نیست، دینامیک، باز و نمونه متعالی دین می شمارد. با این نگاه اُبژکتیو و بدون تعرض به حقیقتِ سنت نمی توان معنای آن را دریافت. این تلقی برگسُن از دین و سنت در این روزگار عمومیت دارد. سنت در ظاهر جز مجموعه ای از عادات هیچ نیست، اما در واقع آداب و رسوم صورت محقق و تاریخی سرمدی هستند که فراتر از تاریخ برنشسته است. اُمم مختلف در هجرت به سوی خانه عتیق مواقیت مختلفی دارند. سنت را با این میقات می توان قیاس کرد. مقصد یکی است، اما میقات ها متعدد.
فرمود : 1ـ توبيخ نكوهش كننده دنيا: اى نكوهش كنندة دنيا ، كه به غرور دنيا مغرورى و با باطل هاى ان فريب خوردي! خود فريفته دنيايى و آن را نكوهش مى كنى ؟ آيا تو در دنيا جرمى مرتكب شده اى ؟ يا دنيا به تو جرم كرده است ؟ كى دنيا تو را سرگردان كرد ؟ و در چه زمانى تو را فريب داد ؟ آيا با گورهاى پدرانت كه پوسيده اند ؟ (تو را فريب داد) يا آرامگاه مادرانت كه در زير خاك آرميده اند؟ آيا با دو دست خويش بيماران را درمان كرده اي؟ و آنان را پرستارى كرده در بسترشان خوابانده اى ؟ در خواست شفاى آنان را كدره و از طبيبان داروى آن را ها تقاضا كرده اى ؟ د ران صبحگاهان كه داروى تو به حال آنان سودى نداشت ، و گريه تو فايده نكرد ، و ترس تو آنان را سودى نرساند ، و آنچه مى خواستى به دست نياوردى ، و با نيروى خود نتوانستى مرگ را از آنان دور كنى . دنيا براى تو حال آنان را مثال زد ، و با گورهايشان ، گور خودت را به رْخ تو كشيد.
2ـ خوبيها و زيبائيهاى دنيا: همانا دنيا سراى راستى براى راست گويان ، و خانة تندرستى براى دنيا شناسان ، و خانه بى نيازى براى توشه گيران ، و خانه پند ، براى پند آموزان است . دنيا سجده گاه دوستان خدا ، نماز گاه فرشتگان الهى ، فرودگاه وحى خدا ، و جايگاه تجارت دوستان خداست، كه در آن رحمت خدا را به دست آوردند. و بهشت را سود بردند. چه كسى دنيا را نكوهش مى كند ؟ و حال آن كه دنيا جدا شدنشرا اعلام داشته و فرياد زد كه ماندگار نيست، و از نابودى خود و اهلش خبر داده است ؟ با بلاى خود بلاها را نمونه آورد، و با شادمانى خود آنان را به شادمانى رساند . در آغاز شب به سلامت گذشت ، اما در صبحگاهان با مصيبتى جانكاه بازگشت ، تا مشتاق كند ، و تهديد نمايد، و بترساند ، و هشدار دهد . پس مردمى در بامداد با پشيمانى ، دنيا را نكوهش كنند، و مردمى ديگر در روز قيامت آن را مى ستايند ، دنيا حقائق را به يادشان آورد ، يادآور آن شدند ، از رويدادها برايشان حكايت كرد ، او را تصديق كردند و اندرزشان داد ، پند پذيرفتند.